SeTD

 

محترم عبدالواحد علی زاده

Jun 26, 2021 | Donors

دست های بارانی (۹۷)
“امیدچون پرنده ای است که بال وپر دارد درروح ما لانه می گزیندبدون گفتن هیچ کلمه ای آوازمی خواند وهرگزمتوقف نمی شود !” -شاعرآمریکایی
آن روزکه سبزه زارها برلب شاه جوی ها ازمدرسه کهنه ای توتابه خارزاربه عطروجود تومی بالیدند ، هم جوش بود وهم خروش !
چون سهم وجودشما پنجره ی امیدرا در درون کلبه ای نَیْ زار
میان زمین های سبز گندم تو گشاده بود وبسترسبزرشقه وشبدر در اطراف چمبربرای میزبانی تو پهن بود؛ گنجشک هاازآغازسحر نغمه خوان وحدانیت واحدِتوبودند ومرغان سحر باآ ذان منبر و مدرسه کهنه ای تو انتظارورقص قدم های توراداشتند ولحظه شماری می کردندوعجباکه روزی را بدون حضور توباشند …!
رفتن ونبودن شما غزل های تنهایی را برسرهرراه باغنچه خشک خارها نوشتندوپرستوهایکی پس ازدیگری به دنبال توکوچ کردندواینک مژده آمدن آمدن نوای فرح بخش آمدن دوباره ی تورادارند !
آری ! عزیزفرهیخته دیار«عبدالواحدعلی زاده »اینک آوای فرهیختگی ایشان رابااهدای دوصد(۲۰۰)دالراسترالیایی درکویرجزیرهٔ ما ارزانی داشته است که دیریست ازایشان نشنیده ایم وبسی زیباست ازاینکه شاهد حضورش هستیم .
ایشان همچنان ازشخصیت های نیک سیرت ومنحصربفرددهکده ماتبقوسی هاست که وجودایشان مایه ای غرور ، افتخار وامید هست …
علی زاده عزیز ! ما ومردم ما ازسبزی حضورودستان بارانی شما عرض تقدیروارادت می کنیم وآرزوی سلامتی مدام شما را داریم !
مابه پاس تقدیرازسخاوت دستان بارانی شما مدرسه کهنه را باگلهای سفید بادام وزردآلوهای قیسی ، ازذخیره قطرات باران دستان بارانی گل باران کرده وگل میکاریم .
برکت به عمر وروزی شما ، خداوند اموات وگذشتگان شما رارحمت کنند !
درودبرشما استوره دیاروسبزاندیش روزگار !
????????????
اجرکم علی الله!
Sharing is Caring!

Give Today

Get In Touch