SeTD

 

محترم حاجی حیدری

Jul 22, 2021 | Donors

دست‌های بارانی (139)
صبح یعنی پرواز؛ قد کشیدن در باد؛ چی کسی می‌گوید پشت این صدا تاریک است؟ گام اگر برداریم، روشنی نزدیک است!
سپیده‌دم است و سحر نزدیک، ستاره‌های دنباله‌دار به تعقیب و دنبال هم در آبیِ بیکرانِ رادمردان‌، دلیران پامیر و هندوکش با غرور و درخشش تمام موج می‌زنند. کوه‌پایه‌های دیار در زیر نور مهتاب و ستارگان، رفیق شب‌تاب‌اش را یافته و گام به گام قصه‌ی شیرین و شهامت فرهاد را در آخرین دقایق ‌و سکوت شب به قصه گرفته است …
کهکشان‌ها مسیر نوری‌اش را از داله زوارو، بستر بهار و زیبایی‌های جاغوری گرفته و ستارگان هنوز بر بالین مهتاب درخشنده و بیداراند. نسیم سحری با عطر گل‌های بادام زوارو وزیدن گرفته و اینک فرهیخته‌ای دیار ما محترم (حاجی قدرت الله حیدری) با موسیقی صدایش صبح‌ها را نوازشگر شده و با برگ سبز دوصد (۲۰۰) دالر استرالیایی و آفتاب نگاهش خواب‌های سنگین را از چشم‌های خواب‌آلود، سخاوتمندانه ربوده است.
مردم دیار از این همه صداقت و درایت ایشان عرض تقدیر و تشکری داشته، به شمایی که غزل‌خیزترین مزرعه‌ی احساس هستید از راه دور با تقدیم گل‌های لوگور، به گل روی شما سلام می‌فرستند و برای اموات و گذشتگان شما طلب مغفرت و دعای خیر تقدیم می‌دارند!
جا دارد که بگوییم از آفتاب نگاه شما ما را هزار امید است و هزار هزارِ ما دست‌های بهم گره خورده بارانیِ پرستوهایی است که مدام در آسمان آبیِ چون داله در پرواز هستند. پس با دستان گره خورده‌ی بارانی خویش ما را برای رسیدن به خانه مهتاب همراه و همسفر باشید تا باشد خاطرات شکوفایی را بر پسته لبان شما با آب نبات از چشمه‌ی حیات بنویسیم!
درود بر شما استوره دیار و سبزاندیش روزگار
Sharing is Caring!

Give Today

Get In Touch